جشنواره ی شنا، استخرروحبخش

زندگی مثل یه فلوته...!!
توخالی و پرازسوراخ...
اما اگه درست باهاش کارکنی...
برات آهنگ های دلنوازی میزنه...!!

سلام به پسر ورزشکار خودم
آرزومیکنم خوب و سرحال باشی و به خواسته های دلت که به صلاحته
برسی.اول مهر رفتی مدرسه بعدش دوروز آخرهفته رو تعطیل بودی که
عید قربان هم بود متاسفانه سرماخوردی.میخواستم جمعه ببرمت دکتر دیدم
بهتره بری پیش دکترقاهری چون اسپری هم نداشتی و هواکه روبه سردی میره
حتما نیازته.شنبه هم رفتی مدرسه گفتی از تمرینات ریاضی عقب میمونم
ولی دلم همش مدرسه بود؛از ظهر هرچی زنگ زدممطب اشغال بودآخرش
موفق شدم ولی انقدر شلوغ بود که گفت ده شب به بعد بیا؛توهم همش
دوست داشتی بری استخر چون مسابقه بود هرکاری کردیم باز هی
میپرسیدی استخر نمیریم...!!!
خلاصه رفتیم استخر خانومهاهم میتونستن بیان داخل؛اومدم برات عکس
گرفتم.خوب شنا کردی ولی حالت خیلی بد بود و تنفست کم؛بعد گرفتن
مدال و مراسم سریع اومدیم خونه و آماده شدی رفتیم اولین جلسه زبان
تا 8 تعطیل شدی اومدیم خونه و ده رفتیم مطب...وای انقدر شلوغ بود که نگو
چون تعطیلات افتاده بود...گفت بازم برین دوربزنین...یه سر رفتیم خونه مادر
جون یازده رفتیم مطب موندیم تا یک شب دیگه از خستگی نا نداشتیم.دکتر تا
تو رو دیدگفت به به بازم پاییزشد دوستان قدیمی همو دیدن ،کلی نازت دادکه
من خیلی تورو دوست دارم؛برات اسپری نوشت بابا داروهارو گرفت اومدیم
خونه غذاخوردی و از خستگی خوابیدی.اما خوبیش این بود دکتر برات گواهی
پزشکی داد برای فردا که تا لنگ ظهر خوابیدی.الهی هیچ وقت هیچ بچه ای
مریض نشه.
در ادامه عکس های استخر رو از دست نده







سمت چپ آقای نیک بین و استاد حیرتی








به امید روزی که باعث افتخار من و کشورم بشی عزیزدل مادر




جشنواره ی شنا، استخرروحبخش 
